صنعت نساجی در بحران خاموش؛ وقتی پارچه خارجی جانِ تولید ملی را میگیرد
افزایش واردات، ضعف سیاستهای صنعتی و فرسودگی تجهیزات، صنعت نساجی را در تنگنا قرار داده است.
صنعت نساجی، یکی از قدیمیترین و گستردهترین صنایع اشتغالزای کشور، این روزها در سایه رشد واردات و فرسودگی ماشینآلات، به حاشیه رفته است. دادههای گمرکی نشان میدهد حجم واردات پارچه از حدود ۶۰۰ میلیون دلار در سال ۱۴۰۱ به ۹۷۰ میلیون دلار در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ عددی که نشان از گسترش بیسابقه واردات دارد، حتی در شرایطی که دولت بارها از “حمایت از تولید داخلی” سخن گفته است.
به اعتقاد فعالان این صنعت، یکی از دلایل اصلی افزایش واردات، اختلاف نرخ ارز آزاد و نیمایی است که واردات را از لحاظ اقتصادی بهصرفهتر از تولید داخلی کرده و انگیزه قاچاق را نیز بالا برده است. در کنار آن، ورود پارچه و پوشاک از مبادی غیررسمی، از جمله تهلنجی و مناطق آزاد، باعث شده تولیدکنندگان داخلی وارد رقابتی نابرابر با کالاهای ارزان اما بیکیفیت خارجی شوند.
سید شجاعالدین امامی رئوف، دبیر انجمن نساجی ایران، در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: قاچاق بیرویه پارچه و پوشاک، بزرگترین تهدید برای صنعت نساجی است. سیاستهای حمایتی مقطعی نمیتواند این صنعت را نجات دهد؛ صنعت نساجی نیازمند برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری در فناوری و نوسازی تجهیزات است.»
در همین راستا، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در جلسهای با فعالان نساجی بر لزوم نوسازی ماشینآلات و کنترل واردات تأکید کرد و از تشکیل کارگروه مشترک دولت و بخش خصوصی برای احیای صنعت نساجی خبر داد. بر اساس پیشنهاد انجمن نساجی، برای بازسازی زیرساختهای تولید، تخصیص ۵۰۰ میلیون دلار منابع ارزی ضروری است — منابعی که تاکنون تنها بخشی از آن محقق شده است.
در حالی که دولت وعده حمایت داده، واقعیت بازار چیز دیگری است؛ افزایش هزینه تولید، کمبود مواد اولیه و نبود رقابتپذیری جهانی موجب شده بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط نساجی با ظرفیت نیمهفعال کار کنند یا تعطیل شوند. از سوی دیگر، تغییر الگوی مصرف جامعه به سمت کالاهای وارداتی ارزانقیمت، فشار مضاعفی بر بازار داخلی ایجاد کرده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند احیای صنعت نساجی تنها با حمایت واقعی از تولیدکننده داخلی، ایجاد ثبات ارزی و نوسازی فناوری ممکن است. تجربه کشورهای منطقه نشان داده که ترکیب “سیاستهای کنترلی هوشمند بر واردات” و “سرمایهگذاری هدفمند در ماشینآلات نوین” میتواند مسیر رشد پایدار را دوباره به این صنعت بازگرداند.
صنعت نساجی ایران در نقطهای حساس ایستاده است؛ یا با تصمیمهای ساختاری و سرمایهگذاری در فناوری، در مسیر نوسازی قرار میگیرد، یا در رقابت با سیل واردات، به تدریج جایگاه تاریخی خود را از دست خواهد داد. آینده این صنعت بستگی مستقیم به عزم دولت و هماهنگی با بخش خصوصی برای تبدیل حمایتهای شعاری به سیاستهای اجرایی دارد — سیاستهایی که نه فقط برای حفظ کارخانهها، بلکه برای صیانت از اشتغال هزاران کارگر ایرانی حیاتی است.
انتهای پیام/