مهاجرت دسته جمعی ایرانیان: از بحران اقتصادی تا ناامیدی روانی”
اقتضادکوشان – مریم مشایخ
موج جدید مهاجرت از ایران، فراتر از اختلافهای سیاسی، ریشه در ساختارهای اقتصادی شکننده، بحرانهای اجتماعی، ترس از جنگ و فقدان چشمانداز روشن دارد. شواهد نشان میدهد که ترکیب مهاجران امروز دیگر محدود به نخبگان یا جوانان نیست؛ بازنشستگان، میانسالان، پزشکان، پرستاران و کارگران نیز در این مسیر گام برداشتهاند. این تحولات، مهاجرت را به یک پدیده اجتماعی-اقتصادی-روانی فراگیر تبدیل کرده است.
پیوستن نسلهای مختلف به موج مهاجرت:
به گفته بهرام صلواتی، رئیس سابق رصدخانه مهاجرت ایران، “خانوادهها، بهویژه بزرگترها، دست کوچکترها را خواهند گرفت و در صورت فراهم شدن شرایط، بهدنبال مهاجرت خواهند رفت.” این امر باعث میشود که مهاجرت به یک پدیده خانوادگی تبدیل شود که علاوه بر جوانان، نسلهای بزرگتر را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در نتیجه، این روند مهاجرتی میتواند در آینده تبدیل به یک موج وسیعتری شود که به همه طبقات اجتماعی و سنی مرتبط است. این پدیده که به مهاجرت خانوادگی معروف است، در گذشته بهطور محدودتری در کشور دیده میشد، اما حالا با توجه به تغییرات اخیر، شاهد پدیده مهاجرتهای خانوادگی به شکل گستردهتری خواهیم بود. ویژگی دوم مهاجرتهای خانوادگی برگشتناپذیری آن است. زمانی که افراد با خانوادههای خود مهاجرت میکنند یا به منطقهای جدید نقلمکان میکنند، احتمال بازگشت به نقطه آغازین یا به کشور کمتر خواهد بود.
بحرانهای اقتصادی و رفاهی:
یکی از مهمترین عوامل این موج مهاجرت، بحرانهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید طبقه متوسط و بازنشستگان است. سقوط ارزش ریال (تا خردادماه امسال حدود 60% سقوط مقابل دلار) و تورم بالای 30%، همراه با افزایش مالیاتها، کاهش خدمات رفاهی و محدودیتهای صنوف، شرایط زندگی را برای بسیاری از ایرانیان دشوار کرده است. آمارها نشان میدهد که حتی بهترین متخصصان سالمندی کشور را ترک کردهاند و مهاجرت جامعه پزشکی نسبت به قبل از همهگیری کرونا دو برابر شده است.
موج خانوادگی و امنیت روانی:
در گذشته، دلایل عمده مهاجرت اقتصادی بود، مانند اینکه جوانان آیندهای برای خود در داخل کشور نمیدیدند یا فضای اجتماعی و فرهنگی بستهای حاکم بود. اما امروز، با تشدید تنشهای جنگی، فضا بهشدت متفاوت شده است. اکنون دیگر تنها دلایل اقتصادی و اجتماعی مطرح نیستند؛ بلکه این جنگها و بحرانها به طرزچشمگیری سبب تشدید مهاجرتها شده است. افراد مسنتر که بهطور معمول در سن مهاجرت نیستند نیز اکنون از کشور میروند.
جنگ ۱۲روزه با اسرائیل و ایران، و اثرات آن بر امنیت روانی جامعه، نقش مهمی در تصمیمگیری خانوادهها برای مهاجرت ایفا کرده است. در دوران جنگ ۱۲روزه، این مشکلات بیشتر از پیش خود را نشان داد و بیپناهی روانی جامعه به شکلی واضحتر مطرح شد. متاسفانه، در این زمینه، شاهد کمکاری و عدم واکنش مناسب از سوی نهادها و دستگاهها بودهایم.
به باور صلواتی؛ در این راستا، ما باید بیشتر از قبل به امنیت روانی جامعه توجه میکردیم. در دوران جنگ ۱۲روزه، این مشکلات بیشتر از پیش خود را نشان داد و بیپناهی روانی جامعه به شکلی واضحتر مطرح شد. در چنین شرایط بحرانی، نهادها و دستگاهها باید بهطور خاص وارد عمل میشدند و با تدابیر ویژه به این بحران روانی رسیدگی میکردند. متاسفانه، در این زمینه، شاهد کمکاری و عدم واکنش مناسب بودهایم. مثلاً در موضوع رسانهها و بهویژه صدا و سیما، این موضوع باید بیشتر از پیش جلوه مییافت و تبیین میشد، اما متاسفانه این کار انجام نشد و همین موضوع موجب شد که شرایط بحرانی بدتر از آنچه باید، نمایان شود.
نتیجهگیری:
موج جدید مهاجرت از ایران، ناشی از ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانی است. بحرانهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید، ناامیدی از آینده، و ترس از جنگ، همگی در این پدیده نقش دارند. این موج مهاجرت، که حالا به صورت خانوادگی و در میان طبقات مختلف جامعه دیده میشود، نیازمند توجه جدی و تدوین سیاستهای مناسب برای بازگرداندن امنیت روانی و ایجاد انگیزه برای ماندن در کشور است.