طرح ایجاد بندر آزاد مازندران طی سالهای اخیر بهعنوان یکی از جذابترین ایدههای توسعهای شمال کشور مطرح شده است؛ طرحی که میتواند جایگاه ایران را در کریدورهای تجاری شمال–جنوب تقویت کرده و سهم مازندران را در اقتصاد ملی افزایش دهد. با این حال، این فرصت بزرگ تنها هنگامی به ثمر مینشیند که نسبت آن با محیطزیست حساس و بافت اجتماعی منطقه با دقت و آیندهنگری تعریف شود.
۱. چشمانداز توسعهای بندر آزاد مازندران میتواند الگویی نوین از پیوند تجارت، گردشگری و نوآوری باشد. حضور شرکتهای دانشبنیان، توسعه زیرساختهای لجستیکی پیشرفته و ایجاد یک ناحیه ویژه برای صنایع پاک، ظرفیتهایی هستند که میتوانند اقتصاد استان را از اتکای تاریخی به کشاورزی و گردشگری فصلی فراتر ببرند. این بندر، اگر درست طراحی شود، میتواند به نخستین «هاب تجارت سبز» در حاشیه خزر تبدیل گردد؛ یعنی بندری که توسعه اقتصادی را با کمترین ردپای کربن همراه کند.
۲. سرمایه مشترک و خط قرمز توسعه آنچه مازندران را متمایز میکند، زیستبوم شکننده آن است: تالابهای ارزشمند، جنگلهای هیرکانی و سواحل کمعمق خزر. تبدیل این سواحل به منطقه آزاد، بدون ملاحظات دقیق اکولوژیک، ممکن است موجب رسوبگذاریهای گسترده، آلودگی گسترده دریایی و تخریب تدریجی پوشش گیاهی ساحلی شود. ضرورت دارد که «ارزیابی اثرات محیطزیستی» نهتنها پیششرط اجرای پروژه باشد، بلکه در تمام مراحل زندگی پروژه استمرار یابد. آینده بندر آزاد مازندران باید بر پایه توسعهای استوار شود که طبیعت، نخستین ذینفع آن باشد.
۳. جامعه محلی؛ رکن مغفول اما تعیینکننده هر طرح بزرگ، اگر چه ممکن است مسیرهای تازهای از پیشرفت را باز کند، اما بافت اجتماعی پیرامون خود را نیز دگرگون میسازد. مهاجرت نیروی کار، تغییر الگوهای سکونت، افزایش قیمت زمین و مداخلات گسترده در شیوه زندگی جوامع محلی از جمله پیامدهایی است که باید مدیریت شود. لازم است «نظام مشارکت اجتماعی» در ساختار اداره منطقه آزاد پیشبینی گردد؛ سیستمی که صدای جامعه محلی را در تصمیمسازیها معتبر و اثرگذار کند و از تبدیل توسعه به یک روند یکسویه جلوگیری نماید.
۴. حکمرانی آیندهنگر؛ کلید تبدیل رویا به واقعیت موفقیت بندر آزاد مازندران در گروی وجود یک حکمرانی شفاف، پاسخگو و دادهمحور است. تدوین سند راهبردی که پیوند اقتصاد، محیطزیست و جامعه را مشخص کند، به همراه نظارت عمومی و حرفهای، میتواند این طرح را از سرنوشت بسیاری از پروژههای نیمهتمام یا تخریبزا مصون نگاه دارد. مازندران میتواند پیشگام الگویی از مدیریت ساحلی باشد که در آن رشد اقتصادی و حفاظت از زیستبوم، همجهت حرکت کنند نه متضاد.
جمعبندی بندر آزاد مازندران نه یک پروژه عمرانی، بلکه یک آزمون تاریخی است.
آزمونی برای سنجش توان ما در ترکیب توسعه و حفظ طبیعت؛ آزمونی برای اینکه آیا میتوانیم آیندهای بسازیم که هم اقتصاد را تقویت کند و هم فرهنگ و هویت جامعه محلی را پایدارتر کند. اگر این طرح با خرد جمعی، نگاه زیستمحیطی و مدیریت نوآورانه پیش برود، میتواند به الگویی ملی بدل شود؛ الگویی که نشان دهد توسعه، وقتی بهدرستی تعریف شود، نه تهدید، بلکه فرصتی برای تعالی استان و کشور است.
فرزانه یگانه راد
دکتری مدیریت دولتی
مدرس دانشگاه